سفر به استان کهگیلویه و بویراحمد
سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵

سفر به استان کهگیلویه و بویراحمد

بازدید: 4956
کهگیلویه و بویراحمد یکی از استان‌های کشور ایران است. مرکز آن شهر یاسوج است و با مساحتی حدود ۱۶هزار و ۲۴۹ کیلومتر مربع، سرزمینی نسبتاً مرتفع و کوهستانی است.
  • تاریخچه


    استان کهگیلویه وبویراحمد را به دیار آریوبرزن می شناسند.حمداله مستوفی در تاریخ گزیده از ایل جاکی نام می‌برد. مستوفی اشاره به مهاجرت طوایف کرد از مناطق جبل السماق (کردستان سوریه کنونی) به مناطق لر بزرگ و لر کوچک می‌کند. حمداله مستوفی در سال (۷۳۰ ه.ق/۱۳۳۰م)، از ایل جاکی و لیراوی و ممسنی و بختیاری نام می‌برد كه همراه با ۲۴ طایفه دیگر کرد از كردستان سوریه، به مناطق کوه گیلویه و بختیاری و لرستان کنونی كوچ كردند. این رویداد در اوایل سده ششم هجری رخ داد.
    در سنهٔ خمسایه (۵۰۰ق.) قریب صد خانه کرد، از جبل السماق شام (کردستان سوریه کنونی)، به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود، به لرستان امدند و در خیل احفاد محمد خورشید که وزرا بودند نزول کردند، برسبیل رعیتی. بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود ... او را پسری علی نام بود. چون علی درگذشت، از او پسری محمد نام بماند. چون او نیز نماند، پسری ابوطاهر فضلوی کنیت داشت. جوانی شجاع بود ... ابوطاهر به صلح و جنگ به وعد و وعید و فریب و شکیب توانست ملک لرستان در ضبط اورد و چون تمکین و استقرار یافت، هوس استقلال کرد و خود را اتابک خواند و عصیان نمود و کار ان ملک بر او قرار گرفت، در سنهٔ خمسین و خمس مایه. بعد از مدتی درگذشت و پنج پسر یادگار گذاشت: هزاراسپ و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرة الدین ایلواکوش و قزل. به حکم وصیت و اتفاق برادران.
    اتابک هزاراسپ که مهین و بهین همه بود، قائم مقام پدر شد و عدل و داد ورزید . در عهد او ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام (کردستان سوریه کنونی) بدو پیوستند:
    آسترکی، مماکویه، بختیاری، جوانکی بیدانیان، زاهدیان، علائی، کوتوند، بتوند، بوازکی، شوند، زاکی، جاکی، هارونی، اشکی، کوی لیراوی، ممویی، یحفومی، کمانکشی، مماسنی، ارملکی، توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد و دیگر قبائل که انساب ایشان معلوم نیست.
    کهگیلویه در زمان حمله عرب جزء قلمرو پارس بوده و یکی از مناطقی بوده که زمیگان نامیده می‌شدند. ریاست مردم کهگیلویه در اواخر سده دوم و آغاز سده سوم هجری به عهده فردی به نام روزبه بوده‌است. پس از او فرزندش مهرگان و پس از مهرگان برادرش سلمه فرمانروای مردم کهگیلویه شدند. در آن زمان شخصی به نام گیلویه از جایی به نام خمایگاه پائین نزد سلمه آمد و در دستگاه او پایگاه و جایگاهی پیدا کرد و پس از مرگ سلمه توانست زمام امور را بدست بگیرد و آن چنان بزرگی و ارج یافت که منطقه را به نام او کوه گیلویه (کُهگیلویه) خواندند. خاندان گیلویه دست کم تا سال ۳۴۶ هجری بر نواحی کهگیلویه فرمانروایی کردند.
    در قدیم چهار ایل بویراحمد، نویی، دشمن‌زیاری و چرام را اصطلاحاً «چهاربنیچه» می‌نامیدند. از دیگر ایلات مهم و قدرتمند استان ایل باوی بوده که محدوده شهرستان گچساران محل سکونت آنان بوده‌است. این منطقه در سده شش هجری بخشی از قلمرو اتابکان لر بزرگ به شمار می‌آمد. فرمانروایان گوناگون این خاندان، ازجمله ابوطاهر (فرمانروایی ۵۰۰ تا ۶۰۰ هجری)، هزاراسپ، تیکله، کلجه، پشنگ، هوشنگ، افراسیاب و کامیار بر این مناطق حکم راندند. واپسین اتابک، غیاث‌الدین بن کاووس بن پشنگ بود که سلطان ابراهیم تیموری فرزند شاهرخ از پادشاهان تیموری، احتمالاً در سال ۸۲۷ او را برکنار کرد.
    منطقه ای که اکنون استان کهگیلویه و بویراحمد نام دارد دارای پیشینه کهن تاریخی است . هر چند در گذشته ای نه چندان دور ،جزء یکی از بلوکهای مملکت فارس بوده که خود شامل دو قسمت می شد : قسمت شمال شرقی که آن را سردسیر و کوهستانی و پشت کوه می نامیدند و قسمت جنوبی و غربی که نره کوه و بهبهان نامیده می شد.
    در عهد باستان محدوده کهگیلویه ، انشان یا انزان نامیده می شد که شامل کهگیلویه و ممسنی بوده است . پژوهشگران بر این باورند که مردمان انزان خود بخشی از مردمان پارس بوده و با هخامنشیان هم نژاد بوده اند .
    پژوهشگران معتقدند که مهد حکومت بزرگ هخامنشیان و محل تولد پادشاهان کبیر آن در منطقه ی انشان بوده و هم اکنون نیز آثاری در رابطه با صحت این موضوع در کهگیلویه و بویراحمد کشف شده است.
    'آریوبرزن' سردار دلیر ایران از تمدن هخامنشیان از اهالی کهگیلویه وبویراحمد بوده است وزادگاه او را برخی بلاد شاپور و برخی بویراحمد می‌دانند ،مقبره ی آن دلاور جنگاور هم اکنون در کهگیلویه و در دخمه ای بسیار عظیم و با شکوه واقع است و در همین راستا میدانی به نام او وباتزیین مجسمه او در یاسوج ساخته شده است.
    این استان از قدیم الایام ساختاری ایلی داشته‌اند . بعداز مشروطه با قدرت گرفتن خوانین بختیاری در کشور بر آن شدند تا ایل قدرتمند همسایه که در ان دوران مهمترین رقیب انها در جنوب کشور به حساب می امد را تضعیف کنند تا بتوانند خود را به عنوان قدرتمند ترین ایل وکلانتر جنوب کشور مطرح کنند و قرارداد های نفتی را با نام خود با دولت بریتانیا ببندند بنابراین سردارجنگ نصیرخان بختیاری به میان ایل آمد و با تفکیک کردن ان به دو بخش بویراحمد علیا(بالا) و بویراحمد سفلا (پایین) بین دو عموزاده از خاندان ملک یکپارچگی بویراحمد را از بین ببرد همانطور که در اینده دیدیم عبدالله خان ضرغامپور و ناصرخان طاهری با متحد کردن ایل توانستند که در مقابل رژیم طاغوت ایستادگی کنند.از طوایف بزرگ بویراحمد سفلا می توان به : تامرادی و سادات امام زاده علی و طاس احمدی و اولاد میرزالی و ... واز طوایف بزرگ بویراحمد علیا میتوان به : آقایی و قاید گیوی و تیرتاجی... اشاره کرد. ناگفته نماند که حدود 75 درصد مردم شهرستان رستم در استان فارس هم اصالتی بویراحمدی دارند.
    فرماندهان در این ایلات در طول تاریخ با لقب {کی}و {ملا} ویا {کا} معروف بوده‌اند برای نمونه میتوان کی نصیر بهادر ،ملا قباد سی سختی،کی کاووس نیکنام نگین تاجی وکی لهراسب باطولی کی اله قلی جهانبازی کی علیخان کی ولیخان،ملافریدون، ملامحمد قلی،کا جعفرقلی ... اشاره کرد . البته این منطقه خوانین بزرگ ومشهوری چون حیات خان رستمی ،شکرالله خان ضرغام الدوله،سرتیپ خان طاهری، محمد حسین خان طاهری ،مهدی خان رستمی،اسکندر خان چرامی ،مظفر خان آریایی وفتح الله خان طیبی داشته‌است . وهمچنین عبدالله خان ضرغامپور که زمانی از جانب محمدرضا شاه پهلوی به عنوان ایلخانی گری کل جنوب کشور انتخاب شد ولی بعدها با شروع مبارزات امام خمینی به ایشان پیوست. در زمان پهلوی با توجه به عدم سیاست پایدار خوانین و کدخدایان بویراحمد ویاغی گری ها و عدم کنترل رعایا توسط رئسای ایل و کدخدایان طوایف مختلف, شاه با سیاست مبنی بر یکجانشین کردن مردم بویراحمد شهر یاسوج فعلی را بنا کرد که در استان کم قدمت ترین شهر محسوب می شود ولنده مرکز خوانین وکلانتران طیبی به عنوان مرکز بخش ثلاث(ایل طیبی-دشمن زیاری وبهمئی)به همراه گچساران یکی از با سابقه ترین ها به شمار می آیند. همانطور که در نحوه ی زندگی تقریبا یکسان ولی نحوه ی نگرش به زندگی بین خوانین و کدخدایان هر ایل در این استان متفاوت است. این استان دارای شش ایل است که شامل ایل طیبی - بویراحمد - باوی - بهمئی - چرام ودشمن زیاری است که اکثر بزرگان وخوانین این ایلات به هم وابسته ودارای ارتباطات فامیلی می باشند خانواده های بزرگ در این استان زیاد هستند.
    وجه تسمیه کهگیلویه وبویراحمد «استرابون – جغرافی ‎دان مشهور یونان باستان – کهگیلویه را بخشی از خاک اوکسی‎ها ( نام هخامنشی خوزستان ) می‎داند. در دوره ساسانیان، قباد ساسانی ارگان ( ارجان ) را در قسمت دشتی آن بنا نهاد که «قباد خوره» نامیده می‎شد. مناطق کوهستانی آن را نیز «رم زمیگان » می‎نامیدند. در دوران بعد از اسلام «قباد خوره» به نام شهرحاکم نشین آن ولایت ارگان ( ارجان )، و مناطق کوهستانی آن«رم زمینگان» به کهگیلویه شهرت یافت. در قرن‎های بعد که شهر ارگان ویران شد افشارها و لرها سراسر آن را تصرف کردند، تمامی ‎این خطه کهگیلویه و قسمت کوهستانی آن «پشت کوه» و سمت دشتی آن «زیرکوه» نامیده شدند. استان کهگیلویه و بویر احمد در گذشته‎ای نه چندان دور جزو یکی از بلوک‎های مملکت فارس و شامل دو قسمت شمال خاوری - که آن را سردسیر و کوهستانی و پشت کوه - و قسمت جنوبی و باختر- که آن را نره کوه و بهبهان می‎نامیدند- بوده است. کهگیلویه در زمان‎های قدیم، جزو لرستان بزرگ به شمار می آمده است.»