من توریستم بزرگترین پرتال گردشگری
جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶

مکان های دیدنی بوکان




نقشه مکان های دیدنی بوکان

بوکان (به کردی: بۆکان، Bokan) مرکز شهرستان بوکان در جنوب استان آذربایجان غربی ایران است. بوکان ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻣﻮﻗﻌﻴت فرﻫﻨگی و ﺗﻘﺴﻴﻢﺑﻨﺪی ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﺮدنشین، ﺟﺰء ﻣﻨﻄﻘﻪ موکریان میﺑﺎﺷﺪ، این شهر سومین شهر پرجمعیت استان آذربایجان غربی است.

شهرستان بوکان (شهر بوکان و روستاهای اطراف) چهارامین شهرستان استان آذربایجان غربی بعد از شهرستان‌های ارومیه و خوی و میاندوآب [ و هفتاد و ششمین شهرستان پرجمعیت ایران می‌باشد.بر اساس نتایج آمارگیری سال ۱۳۸۵ این شهر پس از ارومیه و خوی سومین شهر پرجمعیت آذربایجان غربی و همچنین بر اساس نتایج این آمارگیری این شهر پس از کرمانشاه ، سنندج و ایلام همراه با مهاباد چهارمین شهر بزرگ کردنشین ایران محسوب می‌شود. البته اگر شهر ارومیه را که جمعیت قابل ملاحظه کرد دارد نیز حساب شود شهر بوکان به رتبه پنجم شهرهای کردنشین ایران تنزل میابد. همچنین این شهر ۵۱ امین شهر پرجمعیت ایران و ۲۴۲۳ امین شهر پرجمعیت جهان است

آب و هوا

آب و هوای شهرستان بوکان متعدل است در فصول پاییز و زمستان سرد و در بهار و تابستان گرم و خنک است. شهر بوکان در ۳۶ درجه و ۳۱ دقیقه عرض شمالی و ۴۶ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد ۱۳۷۰متر می‌باشد.

زبان

زبان مردم این شهر کردی سورانی است ؛ زبان سورانی خود به چندین لهجه تقسیم می‌شود. لهجهٔ رایج در سنندج لهجهٔ اردلانی است و لهجهٔ منطقهٔ بوکان نیز موکریانی نام دارد. در عراق نیز دو لهجهٔ اصلی سورانی اصلی (در اربیل و کرکوک و سلیمانیه و سقز) و سلیمانیه‌ای رایج است. به طور کل اردلانی/سلیمانیه‌ای یک گروه و موکریانی/اربیلی نیز یک گروه دیگر را تشکیل می‌دهند.

دین و مذهب

در آبان ۱۳۷۵، از جمعیت شهرستان ۹۴ درصد را مسلمانان تشکیل می‌داده‌اند. این نسبت در نقاط شهری ۹۲ درصد و در نقاط روستایی ۹۸ درصد بوده‌است. مردم بوکان عمدتا سنی و شافعی مذهب می‌باشند.

وجه تسمیه

روایات زیادی در مورد ریشه نام این شهر وجود دارد. اختلاف نظر در مورد نام بوکان در میان نویسندگان و روایت‌گران از آنجا پدید آمده که بوکان با وجود قدمت فراوان، تاریخ مدونی ندارد. کشفیات گروهی باستان‌شناس در سال ۱۳۵۰ و مطالعات پس از آن نشان داده منطقه بوکان از قدیم پادگان اشکانیان و ساسانیان بوده‌است. آثار باستانی زیادی که در این منطقه به دست آمده مؤید همین نظریه‌است.

در کتیبه‌های آشوری نام باریکانو (محل محصول) در جوار قلعه خارخار (دیواندره)دیده می‌شود که می‌تواند همان بوکان امروزی منظور باشد. باریکانو را می‌توان باروکان یعنی محل بارو و برج هم معنی نمود. باو در کردی از جمله به معنی شایان و خوب است لذاباوکان (بوکان) با مفهوم محل بارو مناسب می‌افتد.
یکی از روایات در مورد ریشه نام بوکان این است که «بو» به معنی سرزمین و «کان» به معنای معدن بوده و بوکان به معنی سرزمین معادن است.

اما این نظریه تنها در صورتی درست است که ما این اسم را با لهجه فارسی تلفظ کنیم یعنی «بوکان Bookan»، در حالی که ساکنین این شهر و اکثر مردم کرد زبان آن را بصورت «بوکان Bokan» ادا می‌کنند.

از دیگر روایات مشهور این است که بوکان از دو کلمه «بوک» به معنی عروس و «آن» که علامت جمع است تشکیل شده و معنی عروسان یا عروس‌ها را می‌دهد. گویا بوکان در مسیر چند راه قرار داشته و اغلب روستائیانی که هنگام عروسی، عروسشان را از یک ناحیه به ناحیه دیگر می‌برده‌اند، از این روستا عبور می‌کردند و در پیرامون چشمه آب بزرگ و مشهور این شهر که کردها آن را «حه‌وزه گه‌وره» (Hewze Gewre) به معنی «آبگیر بزرگ» می‌نامند، به رقص و پایکوبی می‌پرداختند و از این رو این شهر به بوکان معروف شده‌است، البته این نظریه کاملا محلی است و نمی‌تواند صحیح باشد زیرا این شهر طبق کتبیه‌های آشوری و آثار بدست آمده از این شهر می‌توان گفت قدمت تاریخی این شهر بیش از۲۰۰۰ سال می‌باشد.
نظریهٔ دیگری وجود دارد که نام شهر را برگرفته از کلمهٔ «بک» به معنی خدا می‌داند. با اضافه شدن ا و ن در آخرِ نام می‌توان گفت بوکان به معنی «سرزمین خدایان» است. این نظریه بسیار کهن است (مربوط به تمدن ماننایان. ایزیرتو) و به دلیل شرایط سیاسی و منطقه‌ای تاکنون ناگفته مانده‌است.
نظریه دیگر در مورد وجه تسمیه شهر چنین است: شهر بوکان به دور چشمه بزرگ حه‌وزه گه‌وره‌ شکل گرفته‌است. به چنین چشمه‌هایی در زبان کُردی «کانی Kani» گفته می‌شود. واژه «بو Bo» در زبان کردی کاربردهای مختلفی دارد که اغلب در شکل ترکیبی به کار برده می‌شود؛ مانند بو کوی؟(کجا؟)

اما چگونگی ترکیب این کلمات و شکل‌گیری واژه بوکان بر اساس این نظریه از این قرار است که: در زمان‌های قدیم هنگامی که زنان قصد شستن وسایل خانه را داشتند آنها را با خود برداشته و به سمت رود یا چشمه‌ای که در نزدیکی محل اقامتشان بوده می‌بردند. ساکنان اطراف بوکان نیز به همین ترتیب، برای شستن ظروف و وسایل خود به این کانی یا حوض می‌رفتند و هنگامی که کسی سراغ نفری را که جهت انجام این امور به «کانی» رفته بود، می‌گرفت، نزدیکان وی در پاسخ می‌گفتند: «او به کانی رفته‌است» و به زبان کردی «چوه بوکانی» یعنی به «چشمه» رفته‌است. بدین ترتیب واژه «بوکانی» به افرادی گفته می‌شد که رفت و آمد زیادی به «کانی» مزبور انجام داشتند و سپس کم کم در آنجا ساکن شدند. امروز حوض گوره (حه‌وزه گه‌وره)، در مرکز شهر واقع است و با آب گوارا و بی پایان خود آب امیرآباد (بوکان) را تأمین می‌کند. این چشمه که چشمه‌ای جوشان است و آب آن از سفره‌های زیرزمینی تأمین می‌شود نزد اهالی شهر از نوعی دلبستگی و جایگاه خاصی برخوردار است.