من توریستم بزرگترین پرتال گردشگری

پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

مکان های دیدنی تنکابن




تنکابن نام شهری است در استان مازندران که نام دیگر آن شهسوار بوده‌است.

وجه تسمیه

پسوند بُن که در زبان مازندرانی بِن تلفظ می‌شود به معنی پایینِ می‌باشد و در اسامی مکان‌های زیادی در مازندران وجود دارد. در نتیجه تنکابن به معنی پای یا زیر تنکا می‌باشد.


درمورد وجه تسمیه تنکابن نظریهٔ دیگری نیزبیان شده، تنکابن یا تنک آب بن یعنی جائیکه جلگه ساحلی دریای مازندران تنک می‌شود. تنک به زبان مازندرانی به معنی اندک و کم است. آن قسمت از ساحل دریا که اندک از بن کوه فاصله دارد به عبارت دیگر آن قسمت از ساحل دریا که با پهنای کمی از بن آب ظاهر شده‌است تنک آب بن یا تنکابن نامیده شده‌است.


البته دلیل دیگری نیز برای فلسفه این نام بیان شه که به علت تابستانهای شرجی و طاقت فرسا و همچنین زمستان تقریبا سرد منطقه و شرایط کشاورزی در این آب و هوا از واژه تن کاه به معنی کاهنده جسم وتن برای تعبیر سختی از تن کاه بن به تنکابن درآمده‌است.

تاریخچه جداسازی شهرستان تنکابن

به طور کلی شهرستان تنکابن امروز با تنکابن قدیم تفاوت‌های زیادی دارد، شهرستان تنکابن در گذشته شامل ۵ شهرستان دیگر بوده که امروزه از این شهرستان جدا شده‌اند. شهرستان رودسر در سال ۱۳۲۰، شهرستانهای چالوس ونوشهر تحت عنوان یک شهرستان در آن زمان در سال ۱۳۲۴، شهرستان رامسر بعد از انقلاب و در سال ۱۳۶۴ وشهرستان عباس آباد نیز به تازگی درسال ۱۳۸۹ از این شهرستان بزرگ جدا شده‌اند و به شهرستان‌های مستقلی تبدیل شده‌اند.

سکنه باستانی تنکابن

درموردسکنه باستانی تنکابن آنها را منتسب به آمارها یا همان آمارد می‌دانند، دردوران بسیار کهن یعنی درزمانی که شاهنشاهان هخامنشی برایران فرمان می‌راندند، در کرانه جنوبی دریای خزر اقوام کادوسی وتپوری وآمارد می‌زیستند که پیوستگی نژادی آنهابانژادآریایی کاملا مشخص نشده‌است. تپورها در مازندران وطبرستان وکادوسیهادرگیلان سکونت داشتند. درموردمحل سکونت مرها یاآمارهااطلاعات ماناقص است برخی ازمحققین نوشته اندآماردهادردره سفیدرودبوده اندکه نام قدیم رودخانه مذکورآماردبی (آمردیوس) ازنام همین قوم ومنسوب به آنهاست که درقسمت غربی سرزمین مردها بوده وقسمت شرقی آن هم خط میانه آمل و نور بوده گفته می‌شودنام این شهر نیزازنام آنان مشتق شده که البته اکثرتاریخنگاران نام آنها را مشتق از آموئی ها(گروهی ازمهاجران آریایی)می دانند. گروهی دیگرازمورخین محل سکونت آماردهارادرنواحی کوهستانی بین آمل وتنکابن قلمدادکردند. چنین به نظرمیرسدکه محل سکونت آماردها بین دوطایفه کادوسیها(کادوزیها)وتپورهابوده‌است، یعنی ازآمل فعلی(رود ارازیاهراز)به طرف مغرب تنکابن تادیلمان. مرد که در گات‌ها (اوستا) به صورت مرت در فرس هخامنشی مرتیه در پهلوی هرتوم و در فارسی مردم آمده‌است، صفتی است به معنای درگذشتن، نیست شدنی که از ریشه مر (Mar) می‌باشد که در فرس هخامنشی به معنی مردن و در پهلوی مورتن است. هرودت در شرح طوایف پارسی می‌نویسد: «پارسی‌ها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شده‌اند شش طایفه اولی عبارتند از: پاسارگادیان، مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان، گرمانیان و مردها یکی از چهار طایفه دوم هستند.» چنانکه از نوشته‌های مورخان و دانشمندان دوره‌های پیش از میلاد برمی آید مرزهای تحت سلطه چهارگانه سزمین گروه مردهابرخی بدین گونه بوده‌است از خاور به مرز ورگانا (استان گرگان) و بخشی به پارت از شمال به دره یا در اکسیپن (کاسو – کاساک – کازاک قزاقهای قفقازیه کنونی بازماندگان این نژادند) به هر حال آنچه در این میان موردنظر ماست در صحت آن اطمینان داریم وجود قومی به نام آمارد در جنوب غربی دریای مازندران است. مردمان مردی دارای کارگاههای دستی خانگی بوده‌اند که به کمک و دستیاری آن پوشاک و خوراک و ابزارآلات و ساز و برگهای خانگی – جنگی و کشاورزی و فرآورده‌های دیگر برای خود تهیه می‌نمودند لباس آمردها از پوست بز و کلیچه (نیم تنه با آستین) کوتاهی که خودشان آن را سبززن می‌گفتند تهیه می‌شده‌است تیرو کمانی داشتند از چوب خیزران که در زمینشان می‌روئید تیرها را در دست چپ و کمان را به شانه می‌نهادند و شمشیری به خود آویزان می‌کردند سپر و نیزه و خنجر کوچکی داشتند که خنجر با با بندی مانند بند شمشیر به خود می‌آویختند اسلحه گروه آمردها عبارت بود از سپر و نیزه کوچک، حربه برنده‌ای داشتند که مانند قمه بود و پابندی مثل شیشه که آن را حمایل می‌انداختند. از گفته تاریخ نگاران چنین استنباط می‌شود که قبل از حمله اسکندر به مردها در ۳۳۱ سال قبل از میلاد کسی به منطقه تحت سیطره آنها هجوم نیاورده بود بعد از حمله اسکندر نیز آنها مستقل بودند دیو دور سی سی لی از مورخان یونانی شرحی کامل از چگونگی حمله اسکندر به ماردها بیان می‌کند پیرنیا نیز گزیده‌ای در باب چگونگی حمله اسکندر به ماردها بیان کرده‌است درباره خوی و احوال آماردها گواهی‌هایی از مورخان باختری برای ما مانده‌است. مثلاً ژوستن آنان را نیرومند و شجاع خوانده آریان می‌گوید که آماردها مردی بودند بی بضاعت ولی در کشیدن بار فقر و قحطی دلیر، کنت کورث نیز در این مورد می‌نویسدسربازان آماردی بالشکریان اسکندرمقدونی شجاعانه جنگیدند درجنگ گوگامل که آخرین جنگ داریوش سوم واسکندربودتیراندازان چیره دست آماردی شرکت داشتند ورشادت بسیاری نشان دادند، پس از آنکه اسکندر پارس را غارت و شهرهای زیادی را ویران ساخت داخل ولایت ماردها شد، این قوم از مردمان دارای اخلاق و آداب خاصی بودند آنها مردمانی زحمتکش و دلیر بودند که اسکندر تنها و با تهدید به آتش زدن تمامی جنگلها موفق به تسلیم کردن آنها گردید ودرازای بازپس گزفتن(بوسیفال)اسبش آن مناطق را به حال خودواگذاشت. دردوره شهریاری پادشاهان اشکانی مردهاازاستقلال داخلی برخوردار بودندودرمقابل قوای حکومت مرکزی ایران به شدت مقاومت می‌کردند. فرهاداول شاهنشاه اشکانی سرانجام توانست آنهارا پس حدود۲۰سال جنگ پیوسته ومقاومت مغلوب ومطیع خودساخت وتعدادزیادی ازآنها رابرای مرزبانی به قسمت شرقی کشور فرستاد. در نتیجه بی گمان پیش از ورود و استقرار آریاییها در این سرزمین، اقوام بومی در مناطق مختلف تنکابن می‌زیسته اندبه ویژه استخوانهایی که در مناطق کوهستانی پیدا شده، حاکی از آن است که اقوامی از آماردها(آمردها)در این دیار سکونت داشه‌اند.

رودهاوچشمه‌های تنکابن

رودهای تنکابن عبارت اند از: چشمه کیله (سه هزار) به طول حدود ۸۰ کیلومتر با جهت جنوبی ـ شمالی، دوهزار به طول حدود ۱۰ کیلومتر، چالَک رود/ چالِک رود به طول حدود ۴۰ کیلومتر، ، اِزارود (هزاررود)، گرمارود (شاخة اصلی سه هزار)، تیرِم (شیرود)، وَلَم رود، تیله رود ورودخانه میرشمس الدین باطول حدود ۹ کیلومتر. این رودها پس از آبیاری اراضی شهر به دریای خزر می‌ریزند. همچنین این شهر دریاچه‌های کوهستانی و چشمه‌های آب گرم و معدنی دارد که ازجمله آنها می‌توان آب گرمهای فلکده درلیرسر، آب گرمی درروستای میانرود وآب گرم سه هزار را که به گرمای حضرت سلیمان معروف است رانام برد. همچنین چشمه آب معدنی شلف که درسه هزارآن هم درنزدیکی چشمه آب گرم سه هزارواقع شده‌است، آب معدنی شلف آزآبهای معدنی بسیار گواراوشفابخش است برای هضم غذاوناراحتیهای کبدی وتنظیم دستگاه گوارشی بسیار موثر ومفیدمی باشد، طعم آن شبیه لیمونات است واملاح معدنی گوناگونی دارد. ودر سالهای گذشته توسط جهانگردان فرانسوی مورد آزمایش قرار گرفت و ترکیبات آن و میزان اثرات موثر آن بررسی گردید، امامتاسفانه به واسطه نبودن راه شوسه تابحال اهمیت آن بر همه کس روشن نیست، به امید آنکه ازاین آب معدنی مانند آب معدنی چشمه علی مبارک آباددماوند(یاآب معدنی ویشی که درفرانسه‌است)استفاده وبهره برداری شود.

پوشش گیاهی و جانوری تنکابن

پوشش گیاهی تنکابن مشتمل است بر: توسکا، شمشاد، بلوط، مَمْرَز، کرات، لیلکی، چنار، ارار(ایلان)، اربه(خرمالو)، گردو، ازگیل، کنس، زرشک کوهی، سفید پلت، ملج، افرا، راش، ون یا زبان گنجشک، گون، گل گاوزبان و مراتعی برای چرای دام. از جانوران نیز دارای اسبچه خزری، کل (قوچ)، گرگ و روباه، شغال، گراز، پلنگ، خرس، عقاب(دال)، حسن جلویی، اردک هوایی، قِرقی و قوش، کبک و قرقاول است. در دریا و رودهای آن انواع ماهی یافت می‌شود، از جمله قزل آلا، سفید، کلمه، کولی، اردک ماهی، زردک (زرد پر)، ازون برون، آزاد، کفال و کپور. در نیمی از سال نیز رودخانه چشمه کیله پذیرای بیش از ۳۰۰۰ کاکایی (مرغ دریایی) می‌باشد.